تبلیغات
دل نوشته -
 
دل نوشته -
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : جابر سوادکوهی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 13 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : جابر سوادکوهی

انتظار زیباترین درد...

انتطار

 

دوستای عزیزم آدرس وبلاگتون رو بزارید دیدن میكنم مرسی

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1391/07/18 ساعت 14:19 توسط کیمیا شایان | آرشیو نظرات


دلم گرفته میخوام گریه كنم

 

خداجونم خیلی دلم گرفته خستم از این دنیا و آدمهات... 

دلم بد جور گرفته
به خدا دیگه الانه گریه کنم
برای بعضی از آدم ها متاسفم که میگن دوست دارن و تنها تویی تو زندگیم
اما بعد میبینی همه چیز دروغ بوده
دلم بد جور گرفته
میگن همیشه نباید همه حرفات رو به یه نفر بگی تمام زندگیتو هیچ وقت به یک نفر...
نگو چون یه روز تنهات میزاره و پشیمون میشی
دلم بد جور گرفته دارم گریه میکنم دارم با اشک براتون مینویسم
کاش بودی میگفتی دردت بجونم
کاش بودی الان میگفتی بیا سرت رو بزار رو شونم
کاش بودی کنارم کاش دلداریم میدادی
کاش میتونستم همه حرفامو بنویسم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 13 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : جابر سوادکوهی


گاهی به خدا نفس کشیدن سخت است

یعنی نفسی تو را ندیدن سخت است

با زور مسکن قوی خوابیدن

با دلهره از خواب پریدن سخت است

عاشق نشدی زندگی ات تلخ شود

تا درک کنی که دل بریدن سخت است

بعد از تو خدا شبیه تو خلق نکرد

یعنی که شبیه ات آفریدن سخت است

هر روز سر کوچه نشستن تا شب

از فاصله های دور دیدن سخت است

حقا که تو سهم من نبودی حالا

فهمیدن این درد شدیدن سخت است



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 13 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : جابر سوادکوهی
یلی سخت است این لحظه ها ،  لحظه ای که تو نیستی و من به تو نیاز دارم.
خیلی سخت است تو باشی ، عشق من باشی ، من در انتظار تو باشم ، اما نتوانیم همدیگر را ببینیم.
خیلی سخت است ، دلت گرفته باشد ، پر از درد دل و حرفهای ناگفته باشد اما همدلی نباشد که بشنود درد های دلت را…
خیلی سخت است چشمهایت پر از اشک باشد ، گونه هایت خیس باشد اما همنفسی نباشد که اشکهایت را پاک کند .
خیلی تلخ است لحظه فراموش شدنت از خاطر او که دوستش داری .
خیلی تلخ است کسی را دوست داشته باشی اما ندانی که او تو را دوست دارد یا نه.
خیلی تلخ است لحظه پژمرده شدن گل ، لحظه اسیر شدن پرنده ای تنها در قفس.
خیلی سخت است لحظه های عاشقی ، دور از یار ، بدون دلدار، بی قرار و چشم انتظار.
خیلی سخت است در این کویر تشنه به انتظار آمدن خزان نشستن ، در زیر برگهای خشک به انتظار سرما نشستن.
خیلی تلخ است یک روز را با دلی گرفته به سر کنی ، انتظار شب را بکشی ، غروب را ببینی و دلگرفته تر شوی ، انتظار طلوع را بکشی ، شب را بی ستاره ببینی و شکسته تر شوی.
خیلی سخت است این وابستگی ، تحمل لحظه های بی کسی ، دور از عشق ، این قصه را دیگر نمیتوان از سر نوشت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :